وبلاگ

10 علت اینکه چرا از نبود انگیزه رنج می برید + نکات افزایش انگیزه

سیران فکوریان

سیران فکوریان

فکوریان
درمان بی انگیزگی
زمان مطالعه: 7 دقیقه

چرا از نبود انگیزه رنج می برید.

چه چیزی به کاهش انگیزه منجر می شود؟ چرا از بی انگیزگی رنج می بریم ؟ برای افزایش انگیزه چکار کنیم ؟

انگیزه همان دلیلی است که شما را برای دستیابی به اهدافتان مجاب می کند و کمک میکند ((چرا )) ی خود را پیدا کنید.

دلیلی که داشتن تمرکز کافی برای رسیدن به هدف را برای افراد ممکن میکند، ارتباط عمیقی با تصوری که از خود در ارتباط با این هدف خاص دارید و دلیلی که برای رسیدن به اهداف دنبال میکنید دارد.

زمانی که فردی انگیزه ی کافی برای اتمام کاری را در خود ایجاد میکند. در واقع اغلب دلیلی قوی هم برای انجام کار دارد.

و این هم دلیلی شده است برای نوشتن از رنجی که افراد در نبود انگیزه تحمل میکنند.

10 دلیل نبود انگیزه را در اینجا با هم مرور می کنیم.

1- خود را لایق دستیابی به اهداف نمیدانید.

اغلب افراد مسئولیت های که انجام آن را پذیرفته اند را تکمیل نمیکنند.

به این دلیل که نمی توانند خود را در نقش شخصی که به مزایای انجام یک مسئولیت دست یافته است تصور کنند و احساس میکنند.

شخص دیگری وجود دارد که در مقایسه با آنها لیاقت بیشتری برای انجام کار و برخورداری از مزایای آن دارد.

این قبیل افراد به واسطه ی (( self—fulfilling prophecy پیشگویی خود تحقق بخش یا خود کامبخش )) همان پیشگویی و تشخیص نادرست ابتدایی از شرایط { کمال گرایی مفرط برای دستیابی به اهداف} ، با کامل نکردن مسئولیت ها روحیه ی خود را تضعیف میکنند و به هدف دست پیدا نمی کنند.

این افراد در هر صورت به شکلی رفتار میکنند که کار را نتوانند کامل کنند.

چنین تفکری این احساس را به افراد میدهد که لایق انجام کار و یا حتی یک مرحله جلوتر رفتن و کامل کردن آن نیستند.

 

افزایش انگیزه

2- بیش از توانایی تان،  مسئولیت می پذیرید.

در صورتی انجام وظایف متعددی را بپذیرید احتمال تعلل و پشت گوش انداختن کارها افزایش می یابد، زیرا که بیش از توان، کار قبول کرده اید.

این قبیل افراد اغلب تصور میکنند اگر انجام این میزان کار را قبول نکنند به اهداف خود نمی رسند.

امروز و فردا کردن و به تعویق انداختن انجام کار نقش برجسته ای در بی انگیزه شدن برای رسیدن به اهداف دارد. اغلب علت پذیرش بیش از اندازه ی مسئولیت ریشه در ناتوانی در نه گفتن دارد.

پذیرش بیش از حد مسئولیت موجب می شود که شخص به اندازه ای به انجام اهداف خود بی علاقه شود که در واقعیت بسیاری از وظایف مهم خود را هم نادیده بگیرد.

 

انگیزه

3- برخی افراد در زمانی که به کمک دیگران نیاز دارند از درخواست کمک واهمه و وحشت دارند.

گاهی غرور مانع می شود که از دیگران کمک بخواهیم و تصور اینکه نمی توانیم به تنهایی کاری را به اتمام برسانیم باعث از دست دادن انگیزه انجام کار می شود و یا بلعکس تنها به این دلیل انگیزه خود را برای انجام مسئولیت از دست میدهیم که نمی توانیم با غرور اعلام کنیم به تنهایی کار را به اتمام رسانده ایم .

4- پیش بینی نتیجه یکی دیگر از دلایل از دست رفتن انگیزه برای انجام مسئولیت است.

یعنی پیش از اتمام کار اعتقاد داریم به نتیجه ی دلخواهمان نمیرسیم پس انگیزه خود را برای به پایان رساندن مسئولیت از دست می دهیم.

برای برخی از افراد اهداف دست یافتنی هستند. اما برخی دیگر ممکن است برای پاسخ به این سوال که بعد از دستیابی به هدف ، چه چیزی منتظر آنهاست. انگیزه ای برای رسیدن به اهداف نداشته باشند.

شاید این مطلب برای شما مفید باشد :  4 نکته که باید از انگیزه شخصی و توسعه فردی بدانید !

تصور کنید انتظار داشته باشید بلافاصله بعد از راه اندازی یک فروشگاه ، درآمدقابل توجهی داشته باشید و پول هنگفتی به دست بیاورید.

اما پس از روبروی با واقعیت ممکن است تلاش میکنند به روشی دیگر در کسب و کار خود به میزان درآمد هنگفتی دست یابند و از تفکر درباره ی همین روش هاست که ممکن است ( تردید کنند )  منصرف شوند.

به این نتیجه می رسند که نمیتوانند درآمد چندانی داشته باشند و بعد انگیزه ی خود را برای تکمیل اهداف از دست می دهند.

5- همه جا پای خودخواهی در میان است.

تجربه ی خودخواهی، تجربه ی دور از دسترسی نیست و البته  خودخواهی بی ارتباط با غرور هم نیست.

اغلب این احساس را کسانی تجربه میکنند که دستیابی به اهداف و تکمیل یک را صرفا برای خودشان انجام می دهند.

البته این موضوع بد نیست اجازه بدید در مورد صحبت کنیم که بدانید چرا اینجا به این مورد اشاره کرده ایم.

زمانی که فردی بدون در نظر گرفتن دیگران هدفی رو شروع میکند هیچ فداکاری هم وجود ندارد (( این درست که فداکاری برای ذیگران مخالفان بسیاری هم دارد اما فراموش نکنید که ما برای فداکاری کردن ساخته شده ایم در واقع موفقیت واقعی را تنها زمانی به دست می آوریم که به اندازه ی کافی  زمینه ی دستیابی به اهداف را برای دیگران هم ایجاد کرده باشیم.

تنها در این صورت است که دستیابی که به آنچه میخواهید برایتان لذت بخش تر خواهد شد همیشه پاسخ دادن به یک ((چرا )) آسانتر از قانع کردن خودتان با (( هدف من )) خواهد بود.

یک نمونه ی ملموس تر در این مورد مادر مجردی است که برای تامین زندگی بهتر برای فرزندانش به دانشگاه میرود برای این مادر برای یک چرا (( یعنی فرزندانش )) هدف خود را تکمیل می کند.

  • به مراقبت و ایمنی آنها فکر میکند.
  • خانه ای که میتواند برایشان فراهم کند.
  • مدرسه ای که میتواند برایشان انتخاب کند.
  • جامعه ای که در آن زندگی خواهند کرد و ….

خودخواهی اغلب موتور محرک مناسبی برای هدف نیست و در نهایت بی انگیزه شدن فرد را به دنبال دارد، به ویژه اگر برای افرادی که به آنها اهمیت میدهید رسیدن شما به سطحی بالاتر در اولویت نباشد.

6- برایتان مهم است دیگران درباره ی رسیدن شما به هدف چه خواهند گفت.

ممکن است با دوستان حسودی در ارتباط باشید و تا زمانی در حلقه ی دوستان شما یک نفر به موفقیتی دست پیدا کند متوجه این احساس نشوید. معمولا این حسادت ها به صورت شوخی های توهین آمیز و بی ادبانه نسبت به فردی که موفقیتی به دست آورده است بروز پیدا میکند. حتی ممکن است شما فردی باشید که ترس از دست دادن دوستانتان بعد از موفقیت هایتان انگیزه ی خود را برای رسیدن به هدفتان از دست بدهید. برخی خود را در مرحله ی دوم اهمیت و یا حتی همتراز با روابط و دوستان قرار میدهند. اگر نتوانید به افرادی که با آنها در ارتباط هستید اعتماد کنید این عدم اعتماد اغلب نتیجه عکس میدهد یعنی دیگر نمی توانید به خودتان هم اعتماد کنید.

7- ممکن است حاضر به پذیرش همه چیز در مورد خودتان نباشید و چیزی را در مورد خودتان مخفی کنید.

ممکن است افراد نقاط قوت خود را نبینند و حاضر به تغییر نقاط ضعف خود هم نباشند بلکه از این نقاط ضعف به عنوان عصایی برای پیشرفت نکردن و در جای خود ماندن استفاده کنند . فرض کنید نویسنده ی پرکاری لکنت زبان داشته باشد این فرد از نوشتن یک رمان پرفروش واهمه دارد زیرا که شهرت باعث می شود با او مصاحبه کنند و خواننده های رمان متوجه لکنت زبان او شوند. این نویسنده به جای رفع این مشکل آن را به عنوان موهبتی بداند و دو دستی به آن بچسبد.

شاید این مطلب برای شما مفید باشد :  9 نکته مهم برای خودپذیری

8- از ترس هایتان ، سدی برای رسیدن به اهدافتان ساخته اید.

برخی افراد روی مواردی که باعث ترس و وحشت آنها می شود و شاید اصلا برای دیگران مهم نیست.

بیش از حد تاکید میکنند این قبیل افراد (( چه می شود اگر )) های فراوانی دارند که باید پاسخ داده شود و مانع رسیدن به سطح بعدی می شود.

تعداد کمی از این سوالات برای نمونه مثل

چه می شود اگر مردم محصول من را نپسندد؟

چه می شود اگر بخاطر کاری که میخواهم انجام دهم مردم قضاوتم کنند؟

چه می شود اگر شخصی بهتر از من بتواند این کار را انجام دهد؟

و ((چه می شود اگر)) ی که رتبه ی اول را دارد

چه می شود اگر شکست بخورم ؟

این قبیل منفی بافی ها اغلب افراد پر انرژی و توانایی های بالقوه ی آنها را از بین می برد به خاطر داشته باشید که ترس ( در تعریف شخصی من البته )

انتظارات جعلی هستند که مانع دستیابی به اهداف می شوند. به بیان دیگر این ترس ها واقعی نیستند و  همین ترس های جعلی  مانع دستیابی به اهداف واقعی شما هستند.

9- کامل نکردن مسئولیت ها برایتان عادت شده است.

تغییر عادات کار آسانی نیست ولی برخی از عادات برای دستیابی به هدف سمی و مضر هستند. مشخص است که اگر به تمام کردن وظایف تان و در نیمه رها کردن اهداف عادت کرده باشید انگیزه ای هم برای رسیدن به هدف نخواهید داشت.

تغییر ندادن این عادات یعنی در همان جایی هستید بمانید و تمایلی برای رفتن به مراحل بعدی و حرکت رو به جلو نداشته باشید.

10- با خود یا دیگران روراست نیستید.

زمانی که برای رفتن به سطح بالاتر انگیزه داشته باشید مجموعه ای از استانداردها و و ارزش ها را در خود ایجاد میکنید. پس اگر این مراحل را به درستی انجام داده باشید باید با خودتان هم صادق باشید. برخی که از نبود انگیزه برای رسیدن به هدف رنج می برند این مسئله ای بسیار مهم و جدی است. فراموش نکنید که صداقت نه تنها شما را از قضاوت ها در امان نگه نمیدارد بلکه شما را حتی در معرض قضاوت ها قرار میدهد و باعث می شود دیگران شما را متفاوت ببینند. برخی دوست ندارن بابت پایبندی به اهداف و معیارهای خودشان مورد قضاوت قرار گیرند. در چنین موقعیتی افراد ممکن به دروغ یا پنهان کردن واقعیت ها متوسل شوند و یا حتی ممکن برای فرار از فشارهای موقعیت هایی این چنینی از اهداف خود منصرف شوند و عقب نشینی کنند. بعد از مدتی این دروغ ها و دلسرد شدن ها جای خود را به بی انگیزه گی می دهد تنها به این دلیل که تحت فشار قرار گرفته اید تا خود واقعیتان نباشید، کسی باشید که واقعی نیست.

اجازه ندهید بی انگیزه گی ، زندگیتان را تحت شعاع قرار دهد.

ما قدرت هر کاری که تصورش را بکنید داریم نباید از آنچه دیگران میگویند و انجام میدهند بترسیم. استعدادهای شما را هر کسی نمیتواند داشته باشد و فراموش نکنید استعداد شما هیچ نسخه ی مشابهی ندارد. بی انگیزه گی یعنی زمانی که میدانید بهترین هستید خود را برای رسیدن به استانداردهای دیگران پایین بکشید و تقلیل بدهید.

رشد کنید که بتوانید بهترین خودتان باشید. شما فوق العاده هستید و کسی منتظر دیدن شگفت های شماست پس با انگیزه بمانید.

منبع : everydaypower.com

 

در ادامه بخوانید

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری در facebook
فیس بوک
اشتراک گذاری در twitter
توئیتر
اشتراک گذاری در whatsapp
واتس آپ
اشتراک گذاری در linkedin
لینکدین
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در print
پرینت
اشتراک گذاری در email
ایمیل
اشتراک گذاری در pocket
پاکت

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

آخرین مطالب